|
|
|
|
به گزارش پایگاه تحلیلی - خبری ایران بالکان (ایربا) قطعا یکی از حوزه های نفوذ اندیشه های شریعتی را باید همسایه غربی ایران، ترکیه بدانیم؛ امروز علی شریعتی برای اغلب یا شاید تمام متفکران مسلمان این کشور نامی شناخته شده است؛ اندیشه های شریعتی در این کشور هواداران سختی دارد و آثارش همچنان پرفروش و در صدر آثار فکری - اسلامی. شریعتی قلم را توتم خود معرفی کرد و امروز مرزهای فکری ترسیم شده از سوی او توتم فکری برخی اندیشمندان و جامعه شناسان مسلمان ترکیه را تشکیل داده است.
|
|
|
|
|
|
روزنامه "آرمان" در صفحات "انديشه" خود مطالب زير را منتشر ساخت: نگا. لینک ها |
|
|
|
|
|
|
|
«من شریعتی رو نمیشناختم؛ اما احساس خوبی به حرفهاش داشتم؛ چرا كه فكر میكردم حرف دلم رو میزنه...» ... و این «حرف از دلبرآمده بر دل نشسته» ظاهرا كار خود را كرده و كبرا قدسی نظامآبادی یا به عبارتی «مادر شریعتی»؛ نامی كه میگوید، احسان - فرزند دكتر - او را در مراسم بزرگداشتی با آن خوانده، حالا شده یك فروشنده حرفهای آثار شریعتی.» |
|
|
|
|
|
سلسله نشست های ادبی با حضور شاعران و طنز پردازان بر جسته ی کشور در منزل مسکونی دکتر علی شریعتی که اکنون به موزه تبدیل شده است |
|
|
|
|
|
|
|
روحانیون در قبال شریعتی دو دسته هستند. عدهای که مخالف با اندیشههای شریعتی بوده و او را شخصی غربزده، تحصیلکرده در غرب و تحت تأثیر فرهنگ غربی میدانند و میپندارند که شریعتی نزد افرادی غربی تلمذ کرده و از آثار آنها شدیدا تاثیر پذیرفته است... ...قضاوت مرحوم شریعتی را درباره روحانیت قضاوت ناپخته است. قضاوت کلی مرحوم شریعتی در خصوص روحانیت نادرست است. |
|
|
|
|
|
اخيرا هفته نامه ی "پنجره"، به مسئولیت عليرضا زاكاني و فريدالدين حداد عادل، ويژه نامه ای بمناسبت سالگرد دکتر شريعتی زير عنوان «شريعتي بت نيست!» منتشر ساخته است. اين نشريه با ملاک قرار دادن اسناد و اقوال ساواک و رئيس دانشکده وقت جلال متينی و نيز در مصاحبه با منتقدان گوناگون شريعتی کوشيده است اعتبار او را در ابعاد سياسی، عقيدتی، علمی و ..، زير سوال برد. (نگا. ليست مقالات ذيل): |
|
|
|
|
|
مجله "مثلث" پرونده ای ویژه زير عنوان « شریعتی، محکمه بی پايان»؛ منتشر ساخته است که برخلاف نشريه ی "اصولگرا"ی ديگر "پنجره"، کوشيده است که از توازن و اعتدال بيشتری در نقل مطالب له و عليه دکتر برخوردار باشد، شامل مقالات زير: |
|
|
|
|
|
شريعتي را اولين معلم خود مي دانم معلمي که آتش مقدس شک را در من شعله ور ساخت و افقي تازه در برابر ديدگانم گشود. همان کسي که وقتي در گوشه اي از کتابهايش نام آلير کامو يا ديگران را مي ديدم تمام هم و غم خود را صرف پيدا نمودن آثار شان مي کردم چرا که شريعتي را چراغ رهنماي خود برگزيده بودم اما با همه اينها و عليرغم عشقي که هنوز هم در وجود من نسبت به اين معلم آزاده موج مي زند برخي نظريات ايشان را قابل انتقاد مي دانم که از جمله مهمترين آنها نحوه نگاه شريعتي به دموکراسي مي باشد واين همان انگيزه بنده در نوشتن اين مقاله مي باشد. |
|